نقطه شروع
تیم از یک سو تحت فشار محصول است و از سوی دیگر با اصطکاک بک اند یا یکپارچه سازی ثالث روبه روست. APIها بخشی وجود دارند، قراردادها نامشخص اند، و جریان تحویل مدام کند می شود چون سامانه ها تمیز در کنار هم قرار نگرفته اند.
مطالعه موردی
این نمونه نوع کاری را پوشش می دهد که با APIهای نامشخص، مرزهای سرویس ناپایدار، و کندی تحویل که در نهایت به مشکل هماهنگی بک اند برمی گردد آغاز می شود.
تیم از یک سو تحت فشار محصول است و از سوی دیگر با اصطکاک بک اند یا یکپارچه سازی ثالث روبه روست. APIها بخشی وجود دارند، قراردادها نامشخص اند، و جریان تحویل مدام کند می شود چون سامانه ها تمیز در کنار هم قرار نگرفته اند.
حرکت مهم این است که مرزها روشن شوند: هر سرویس مالک چه چیزی است، چه داده ای باید جابه جا شود، کدام قراردادها ناپایدارند، و کجا احراز هویت، orchestration، یا مدیریت خطا بیشترین اصطکاک را ایجاد می کند.
تمرکز همکاری روی کار اجرایی ای است که اصطکاک را برمی دارد: endpointهای سرویس، handlerهای یکپارچه سازی، پاک سازی قرارداد داده، و کار بک اندی که سمت محصول را برای تحویل و پشتیبانی آسان تر می کند.
تحویل شتاب می گیرد چون مهندسان دیگر مدام در حال دوباره کشف کردن مرزهای سامانه نیستند. رفتار API روشن تر می شود، خطاهای یکپارچه سازی دیدپذیرتر می شوند، و کار روی قابلیت ها هزینه پنهان هماهنگی کمتری پیدا می کند.
این نوع کار معمولا شامل چه چیزهایی است
کار API و یکپارچه سازی اغلب با مرزهای نامشخص سرویس، مشکلات هماهنگی بک اند، تحویل کند، و سامانه هایی آغاز می شود که داده را ضعیف ردوبدل می کنند. این بخش نشان می دهد چنین کاری معمولا چگونه تثبیت و جلو برده می شود.